تبليغاتX
چیز - چرا نوري كانديداي ماست؟


چیز

دست نوشته های خبرنگار گیلانی





















اين چهار سال هم رو به پايان است، چهار سالي كه اصلا گمان نمي‌كرديم آغاز شود و حالا باز بحث روز، انتخابات است و «درد مزمن چه بايد كرد؟». چهار سال پيش اگر اشتباهات فاحش و غيرقابل بخشش اصلاح‌طلبان بركارنامه نه چندان موفق  دولت اصلاحات تلنبار شد تا بسيج عمومي اصلاح‌طلبان حكومتي و تحول‌خواهان خارج ازچرا عبدالله نوری کاندیدای ماست؟ حكومت هم راه به جايي نبرد و شد آنچه ديديم و مي‌بينيم. اما اين بار ديگر جاي اشتباه نيست. افسوس كه اصلاح‌طلبان حكومتي (سابق البته) از اين شكست درس نگرفته و پس از چهار سال بي‌عملي و كم تاثيري حالا سراسيمه در پي جبران برآمده‌اند و افسوس بيشتر كه راه غلط مي‌روند. البته يكي از اشتباهات كوفتن بر طبل افتراق بود در مقابل خطري كه كوچك شمرده مي‌شد و شايد حالا وقت مناسبي براي نقد دروني نباشد اما نمي‌توان خاموش ماند و ازدست رفتن فرصت‌ها و هدر رفتن پتانسيل‌ها را نديد. دوستان همگي پشت خاتمي، پناه گرفته‌اند و با استدلال‌هاي كودكانه‌اي مشابه اين كه تنها خاتمي توان شكست احمدي‌نژاد را دارد، سعي در بازگشت او به صحنه دارند. فارغ از اين كه خاتمي در برآوردن مطالبات معهود در 8 سال رياست‌جمهوري سخت ناتوان بود  و حالا كه قرار است با منت و اكراه بيايد، جز انتحار سياسي براي اصلاح‌طلبان معناي ديگري نخواهد داشت. مگر عكس‌هاي سيد خندان تا چند انتخابات كاربرد دارد؟ هزينه كردن از خاطرات خوب گذشته تا كجا مي‌خواهد ادامه پيدا كند؟ خاتمي بيايد كه چه بشود؟ يك رييس‌جمهور تداركاتچي كه پس از كوتاه آمدن‌هاي بسيار آن‌قدر هيمنه‌اش درهم شكسته كه از فرداي روزرياست جمهوري خرد و كلان ساحت اقتدارگراي حاكميت پيش رويش سينه علم كنند؟ چرا فكر مي‌كنيد همين كه خاتمي بيايد -بدون هيچ برنامه مشخص، بدون هيچ ميثاق و تعهدي به راي‌دهندگان- از حضور احمدي‌نژاد بهتر است؟ تاوان سوختن و بي‌اعتبار شدن مفاهيم و اصطلاحاتي مانند دموكراسي‌خواهي را چه كسي خواهد پرداخت؟

..اين چنين بود كه پنج‌شنبه گذشته راهي خانه عبدالله نوري شديم و از شيخ دربند خواستيم تا قدم در راه انتخابات بگذارد. با صحبت‌هاي او گل از گلمان شكفت كه نوري همان نوري است كه مي‌شناختيم، ثابت قدم و مصمم. مي‌گفت نمي‌آيد مگر مطمئن شود يك ميليونيم مي‌تواند در راه كاستن از ديكتاتوري و رسيدن به دموكراسي موثر باشد. مي‌گفت  وقتي حاكميت 95 درصد قدرت را در اختيار دارد، تا مطمئن نشده كه مسابقه براي كسب آن 5درصد فرمايشي نيست، براي خود و رايش احترام قائل مي‌شود و چنين انتخاباتي را تحريم مي‌كند. تاكيد مي‌كرد كه اين تحريم انفعال نيست و به كنايه مي‌گفت دوستاني كه با هر شرايطي در انتخابات‌هاي گذشته شركت كرده‌اند به كجا رسيده‌اند كه حالا به ما مي‌گويند منفعل!

حركت كوچك ما در ديدار با شيخ دربند به همين‌جاختم نمي‌شود. حالا نوري كانديداي ماست، كانديداي تحول‌خواهاني كه نمي‌خواهند دل به خاطره‌ها خوش كنند و بار ديگر شاهد پيمان‌شكني سران و هزينه دادن جوانان ودانشجويان و روزنامه‌نگاران باشند. آن لبخند‌هاي تمسخر‌آميز را هم از  گوشه لبتان برداريد كه نوري تاييد صلاحيت نمي‌شود، گيريم خاتمي هم نيامد، براي رد شدن از صافي شوراي نگهبان چه مي‌كنيد؟ لابد گزينه‌تان حسين مظفر است، هر چه باشد او هم وزير منتخب خاتمي بوده است!

نوشته‌هاي بچه‌ها را هم حتما بخوانيد كه در اين باره از من بهتر و بیشتر نوشته‌اند:

 

مهدی تاجیک: دلایل دفاع از نوری و مخالفت با خاتمی

                  پاسخ به حامیان خاتمی

 

ساسان آقایی: چرا "شیخ دربند" را فرا می خوانیم؟

                    آب در لانه‌ی مورچگان

 

روزبه میرابراهیمی: «عبدالله نوری»؛ کاندیدای تحریم یا تحمیل؟

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 20:30 توسط چیز باشی| |


Design By : Night Skin