تبليغاتX
چیز - اين قصه سر دراز دارد...

اين قصه سر دراز دارد...

1-    در راه نشست «بررسی وضعیت آزادی بیان در زمان حاکمیت دولت نهم» بوديم كه بحث احتمال توقيف «شهروند» پيش آمد -آرزويي كه هر بار سايت‌ها و روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب آن را به شكل شايعه و خبر منتشر مي‌كنند- به شوخي گفتم: «نوبتي هم باشد، نوبت آن‌هاست ديگر. مگر مي‌شود روز خبرنگار در راه باشد و آن طرف‌تر هم انتخابات رياست‌جمهوري، آن وقت نشريه‌اي توقيف نشود. اصلا دلمان تنگ شده براي توقيف...» با اين شوخي تلخ گفتيم و خنديديم تا برسيم و پاي صحبت‌هاي زيدآبادي و بهنود بنشينم. امروز خبردار شدم كه نفوس بد من چندان هم بيراه نبود. چون ماهنامه دنياي اقتصاد از اين به بعد اجازه انتشار ندارد.

2-    محمود صدري بدون اغراق از يگانه‌هاي مطبوعات ايران است. بازمانده نسل كميابي كه بيش از هاي و هو، نجابت و فروتني دارد. حضور او و منش و شخصيت خاصش بود كه توقف انتشار دور اول روزنامه كارگزاران و بي‌تدبيري و ناسپاسي شخص جناب كرباسچي و كارگزاراني‌ها نسبت به تحريريه، به آبروريزي اين حزب رو به زوال تبديل نشد و حالا هم به يمن حضور جمعي ديگر از روزنامه‌نگاران، بي‌عملي و بي‌تاثيري خود را پشت انتشار مجدد روزنامه پنهان مي‌كنند. صدري حالا هم كه بي‌سر و صدا از اتاق كوچكش در طبقه دوم روزنامه  دنياي اقتصاد، با همكاري جمعي از بهترين‌هاي روزنامه‌نگاري – و عموما از تحريريه كارگزاران سابق- ماهنامه آبرومند و خواندني دنياي اقتصاد را روانه دكه مي‌كرد، آن‌قدر نجابت دارد كه از به كار بردن لفظ توقيف خودداري كند و بگويد كه عيب از خودشان بوده و اميد  به تسامح ارشاد داشته اند... اما با اين همه اميد‌هاي فروخورده چه بايد كرد؟ از اين همه اميدواري‌هاي جرقه‌وار و مايوس شدن‌هاي پي‌درپي، اين حجم دلزدگي جوانان مطبوعاتي كه حالا –بيشتر و بيشتر از قبل- كنج عافيت نشستن پشت ميز كارمندي و ماله‌كشي به هنرنمايي‌هاي دستگاه‌هاي دولتي را پيشه مي‌كنند؛ آن وقت رييس‌جمهور محبوب و مهرورز! مي‌خواهند در هديه‌اي ملوكانه خبرنگاران را در معيت خانواده به مشهد بفرستند. بد هم نيست شايد ضامن آهو، دستگير اين جماعت شود.

3-    در نشستي كه با محور آمدن يا نيامدن خاتمي برگزار شده بود، با كانديدا شدنش به شدت مخالفت كردم و چند‌تايي از دوستان را هم رنجاندم. از جمله گفته بودم دولت خاتمي هنر نكرد كه به يكباره اعطاي مجوز نشريات را تسريع كرد، وقتي كوچكترين دفاعي از آن‌ها در برابر تهديد تعطيلي نمي‌توانست بكند. حالا گمانم دوستان اصلاح‌طلب كه عزمشان را براي حضور دوباره در صحنه قدرت جمع كرده‌اند، بايد برنامه‌هاي روشن و شفافي براي داستان غمناك مطبوعات داشته باشند.     

 

 

چند تا از خوب‌هاي ماهنامه دنياي اقتصاد در شماره‌ي گذشته:

-          بيماری اقتصاد ايران: تسكين يا درمان؟ (موسي غني‌نژاد )

-          فقط پالیز دار ایران را تکان داد (محمود صدری )

-            نقش دولت در فساد اقتصادي در گفت‌و‌گو با سيدصفدر حسيني و سعيد ليلاز و دکتر صادق زیبا کلام

-          ضعف‌هاي مبارزه با فساد در ايران (محمد صادق جنان صفت)

-          خاموشي ستاره‌ها (یاسین نمکچیان)

-          باز هم سكوت 2 مرداد براي كسي‌كه هيچ‌گاه بزرگ نبود (عباس ثابتی)

-          مي خوام با شما مبارزه كنم (فرزين شيرزادي)

 

و چند تاي ديگر كه متاسفانه لينكشان نيست.

مطلب مهجاد را هم در اين باره بخوانيد.

 

!! نوشته شده توسط چیز باشی | 21:5 | جمعه هجدهم مرداد 1387 •