تبليغاتX
چیز
دست نوشته های خبرنگار گیلانی

روزنامه آینده نو به طور کاملا غیرمنتظره و به دستور مدیر مسوول تعطیل شد. بچه های آینده نو هم از همه جا بی خبر صبح پشت درهای بسته روزنامه مانده اند. البته گویا گفته شده که اعضای تحریریه فقط به یک هفته مرخصی خواهند رفت و پس از آن انتشار روزنامه از سرگرفته می شود.تحریریه آینده نو دو ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند(که البته در عالم مطبوعات چیز عجیبی نیست) با این حال مدیران این روزنامه توقف انتشار به دلیل مشکلات مالی را تکذیب کرده اند.

اصل خبر را از وبلاگ مژگان جمشيدي بخوانيد

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 14:31  توسط چیز باشی  | 

به سلامتی و میمنت ملوانان انگلیسی آزاد شده در کنفرانسی خبری شرکت کردند و هرچه که از تبلیغات رسانه ای ایران حاصل شده بود دود شد و به هوا رفت.

كاريكاتور  تايمز انگليس

براي ديدن بقيه كاريكاتورها اينجارا كليك كنيد

گزارش راديو فردا
گزارش بي بي سي
بازتاب آزادی ملوانهای انگلیسی در وب‌لاگ‌های ایرانی
كاريكاتور روزنامه ديلي ميل: بلر قول داده لباس هامون رو برگردونه!
تصوير رويترز از ملوان آزاد شده و همسرش
اين وسط افاضات جناب مستطاب حودر را هم از دست ندهيد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 20:40  توسط چیز باشی  | 

بهار آمد، گل و نسرین نیاورد

نسیمی بوی فروردین نیاورد

 

پرستو آمد و از گل خبر نیست

چرا گل با پرستو همسفر نیست؟

 

چه افتاد این گلستان را چه افتاد؟

که آیین بهاران رفتش از یاد

 

چرا می نالد ابر برق در چشم

چه می گرید چنین زار از سر خشم؟

 

چرا خون می چکد از شاخه گل

چه پیش آمد؟ کجا شد بانگ بلبل؟

 

چه درد است این؟ چه درد است این؟ چه درد است؟

که در گلزار ما این فتنه کردست؟

 

*******

بهارا،تلخ منشین، خیز و پیش آی

گره واکن ز ابرو، چهره بگشای

 

بهارا خیز و زان ابر سبکرو

بزن آبی به روی سبزه ی نو

 

سر و رویی به سرو و یاسمن بخش

نوایی نو به مرغان چمن بخش

 

برآر از آستین دست گل افشان

گلی بر دامن این سبزه بنشان

 

*******

بهارا زنده مانی، زندگی بخش

به فروردین ما فرخندگی بخش

 

هنوز این جا جوانی دلنشین است

هنوز این جا نفس ها آتشین است

 

مبین کین شاخه بشکسته خشک است

چو فردا بنگری پر بیدمشک است

 

مگو کین سرزمینی شوره زار است

چو فردا در رسد رشک بهار است

 

بهارا، باش کین خون گل آلود

بر آرد سرخ گل چون آتش از دود

 

برآید سرخ گل، خواهی نخواهی

وگر خود صد خزان آرد تباهی

 

بهارا شاد بنشین، شاد بخرام

بده کام گل و بستان ز گل کام

 

*******

 

دگر بارت چو بینم، شاد بینم

سرت سبز و دلت آباد بینم

 

به نوروز دگر، هنگام دیدار

به آیین دگر آیی پدیدار...

 

 برگزیده ای از شعر بلند بهار غم انگیز سروده استاد ابتهاج

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 1:1  توسط چیز باشی  |